تبليغاتX
basharghebehesht - تساوی جنسیتی در ایران باستان

basharghebehesht
تساوی جنسیتی در ایران باستان

                      تساوی جنسیتی در ایران باستان

عارف دینی شهاب الدین سهروردی موسس مکتب اشراق میگوید او همان راهی را طی میکند که قبل از او فرشوشتر و جاماسب رفته اند.(اندو نخستین شاگردان زرتشت بودند.)ایران در زمان بت پرستی جهانیان کشوری بود با دین یکتاپرستی .کشوری بو اهل کتاب و معتقد به معاد.دراوستا از مشی و مشیانه به عنوان دو گیاهی که توامان از زمین روییده وبعدا تبدیل به انسان-یکی زن ودیگری مرد شدند سخن امده.از قدیم هم این رایج بود که سابقه اجدادی هر شخصی با عنوان شجره(درخت)نامه یادشده است.داستان مشی و مشیانه بازگو کننده تساوی زن ومرد است که به صورت دو شاخه از یک گیاه توامان اززمین میرویند .بنا به گفته هرودیت مورخ یونانی کوروش هخامنشی زیر دست مادر خود می نشست.

بنیاد پیوکانی (زناشویی)باید بر پایه خرد -دوست داشتن -همکاری ودلبستگی استوار باشد وازنادانی-هوس-خودخواهی وویرانگری به دور باشد/دردین کهن ایرانیان به کار بردن واژه نکاح به جای پیوکانی و همسری نارواست زیرا پیوکانی گویای همسری و پیوندی استکه دران زن ومرد برابرند.ارمان این پیوند رسایی است.درست است که نکاح هم به معنای ازدواج به کاررفته است ولی در لغت عربی در اصل به معنی انجام عمل جنسی است که همبستگی جسمانی را میرساند و اشاره ای به همسری و پیوند معنوی نمیکند.شواهد بسیاری هست که در دین کهن تساوی زن ومرد را در پیوند همسری نشان میدهد. خود واژه پیوکانی -پیوند همسری- نشانه این برابری است .گذشته از این در گاتها به دختران وپسران در یک سطح سخن میگوید و سن همسری برای دختر و پسر مساوی و پانزده سال بوده است .

نوعی ازدواج نیز وجود داشت که به ان (خودسرزنی ) میگفتندوان هنگامی بود که دختر بدون رضایت پدر و مادر باشخص دلخواهش ازدواج میکرد.دراینصورت ازدواج صحیح وقانونی بود .در نمونه قباله ای مربوط به سده سیزدهم قبل از میلاد مربوط به یک زوج به موارد جالبی بر میخوریم مانند:اعلام مشارکت دادن عروس به اداره قسمتی از امور مالی خانوادگی توسط داماد. سفارش موبد به داماد که پیمان گذارد که همسر خود را مالک تن و جان و مال و خان خود کند .به او رشک نبرد.اورا از گرسنگی و تشنگی وسرما و گرما دور نگهدارد -اورا مجبور به تنهایی و مردم گریزی نکند .

در ایین زناشویی چند بار میگویند:دختر وپسر به هم تنی وهم روانی به یکدیگر داده شده اند که هم در زندگانی در این جهان وهم در سرای دیگر در ابدیت به هم پیوسته ووابسته باشند و حقوق و کام هردو یکی باشد. در باره تعدد زوجات در ایران باستان از پادشاهانی نام برده شده است که یکچنین عملی را انجام میدادند.ولی جالب اینجاست که برطبق بررسیی که در تهران و یزد و کرمان انجام شده است هیچیک از ایرانیانی که دین کهن خود را داشته اند چه در سده اخیر و چه نیاکانشان در سده پیشین بیش از یک زن نداشته اند و اگر در مواردی نادر کسی پنهانی زن دومی گرفته بود از جامعه رانده میشد.همچنین در هندوستان هم هیچ پارسیی بیش از یک زن ندارد .

اری ما ایرانی هستیم . وقتی اجداد ما در سده های خیلی دور داشتن دو همسر را گناهی نابخشودنی میدانستند که گناهکار مجبور میشد ان جامعه را ترک کند شما بگویید ما ایرانیهای امروزی پیشرفت کرده ایم یا پسرفت؟

مردان قدیم ایران زن را مالک تن و جان و مال و خان خود میدانستند و امروزه ایا زن ایرانی حتی از لحاظ معنوی مالکیتی د ر مورد مرد خود دارد؟چه برسد به تن و جان و مال و خان.ایا قوانین امروزی مانند قباله عقد سده سیزدهم قبل از میلاد زن را مالک اموال شوهر میداند؟وقتی مرد میتواند صیغه های متعدد داشته باشد ایا زن میتواند هم روان او باشد و در این جهان که هیچ در جهان دیگر نیز به او مهر بورزد؟ایا حقوق زن و مرد امروز نیز یکی است؟در عقد نامه های امروزی قید شده که زن نباید بدون اجازه همسرش از منزل خارج شود ایا این باعث تنهایی و مردم گریزی او نمیشود؟حتی اگر در عقد نامه خلاف ان هم قید شده باشد مرد در قوانین مرد سالار امروز هزار راه برایش وجود دارد که زن را میتواند خانه نشی کند و حتی اگر به پیشرفت شغلی او رشک ببرد مانع از حضور او در بازار کار و امور اقتصادی شود؟

درست است که راههایی وجود دارد که زنها میتوانند زیر بار این دیکتاتوری نروند ولی ایا تمام زنها به این راهها دسترسی دارند؟ایا بهتر نیست قوانین عوض شود نه اینکه زنها مجبور شوند هزار خان را طی کنند تا زی بار زور نروند؟ایا در پیوند های امروزی یا همان نکاح (همبستری)زن و مرد یکسان هستند وایا دختر میتواند بدون اجازه پدری که میخواهد اورا بفروشد به دلخواه خود به عقد شخصی در اید که دوستش دارد؟سن ازدواج را فراموش نکنیم .

ما چه مقدار از نظر فرهنگی پیشرفت کرده ایم؟

|لينك ثابت| نوشته شده توسط behnaz در 9/7/1386 و ساعت 09:56 ارسال نظر


صفحه قبل «|» صفحه بعد